**1 1 1 که در وصف 1 عمر (رضی 1 عنه) شعر 1 اند**
عشق حضرت عمر (ع) در دل و روح این شاعران بزرگ پارسی زبان
مولوی
عاشقانی که با خبر میرند پیش معشوق چون شکر میرند
و آنک اخلاق مصطفی جویند چون ابوبکر و چون عمر میرند
فردوسی
عمر کرد اسلام را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار
عطار نیشابوری
سپهر دین عمر خورشید خطّاب چراغ هشت جنّت شمع اصحاب
چه شمعی کافتاب نامبردار طواف او کند پروانه کردار...
...
رسولش گفت گر بودی دگر کس نبی جز من نبودی جز عمر کس
سنایی غزنوی
قوت دین حق زعمّر بود خانه دین بدو معمر بود
جگر مشرکان پر از خون کرد کبرشان از دماغ بیرون کرد
سعدی شیرازی
دیگر عمر که لایق پیغمبر بدی گر خواجه رسل نبدی ختم انبیا
سالار خیل خانه ی دین صاحب رسول سر دفتر خدای پرستان بی ریا
حکیم نظامی گنجوی
به مهر علی گرچه محکم پیم زعشق عمر نیز خالی نیم
شمس تبریزی
عمر آمد, عمر آمد ببین سر زیر شیطان را سحر آمد, سحر آمد, بهل خواب سباتی را
عبید زاکانی
چون بست بهر دین محمد میان عمر در هم شکست گردن گردن کشان عمر
برباد رفت خرمن کفار خاکسار چون برکشید خنجر آتش فشان عمر
خورشید دین به اوج کمال آن زمان رسید کانداخت سایه بر سر اسلامیان عمر
سنایی غزنوی
ظالمان را حشر با آب نیاز عادلان را زی امیرالمؤمنین عمر برند
عبدالرحمان جامی
خاصه آل پیغمبر و اصحاب کز همه بهترند در هر باب
وز میان همه نبود حقیق به خلافت کسی به از ابوبکر صدیق
وز پی او نبود از آن احرار کس چو عمر فاروق لایق آن کار
اقبال لاهوری
تازه کن آئین صدیق و عمر چون صبا بر لاله صحرا گذر
برچسب:
نویسنده: آدرین شاکری