خرید بک لینک

**داستان كوتاه**

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت: عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند ...
و فراموش کرد ...

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما
وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد ... !

مواظب وعده هایمان باشیم.

برچسب: نویسنده: آدرین شاکری تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 20:47

صفحه بندی