**بهلول و هارون الرشید**
بهلول، هارون رشید را در حمام دید
و گفت: به من یک دینار بدهکاری ، طلب خود را می خواهم.
هارون رشید گفت: اجازه بده از حمام خارج شوم
من که اینجا عریانم و چیزی ندارم بدهم
بهلول گفت: در روز قیامت هم این چنین عریان و بی چیز خواهی بود
پس طلب دنیا را تا زنده ای بده که حمام آخرت داغ تر است و دستت خالی تر ...
برچسب:
نویسنده: آدرین شاکری